پيش از اين با نام "بم" ؛ ياد رطب هاي شيرين و پرتقال هاي آبدار بمي و مهمتر از همه ارگ زيباي بم، بزرگترين نماي خشتي تاريخي جهان در ذهن ها تداعي مي شد... اما چند سالي است كه نام "بم" ما را به ياد فاجعه اي بزرگ و درد و غمي جانكاه مي اندازد. فاجعه اي كه مدتها، نه تنها دل هاي ما ايرانيان، كه دنيايي را عزادار كرد ... ولي با گذشت سال ها گرد فراموشي چونان همه آنچه كه فراموش مي شوند؛ بر روي خاطرات دردناك بم نشست! اما مگر آنان كه عزيزانشان را، نزديك ترين كسانشان را؛ پدر و مادرشان را در بم از دست دادند و هنوز خانه هايشان نيمه ويران است و خيابان هايشان پر از خاطرات  تلخ آن روزها؛ مي توانند داغي را كه روزگار بر دل هايشان نشانده از ياد ببرند! آنچه كه بر بم گذشت؛ نه با طي شدن سال ها و نه ساخته شدن همه شهر و نه حتي گذشتن نسلي؛ نه فراموش مي شود و نه اثراتش ترميم.... بي شك اگر ما و مسئولين بيش از اين تلاش نكنيم نسل هاي بعد از اين هم متاثر از فاجعه بم بزرگ خواهند شد...

یادمان نرود که امروز سالگرد بزرگترین تسونامی در أغاز هزاره سوم است .