چرا مردم خطرات ناشی از (م.م.ب.ج) را می پذیرند؟چرا بر روی مین قدم می گذارند.یا اینکه هنوز هم بر اثر مهمات منفجر نشده مجروح می شوند.؟

اینها همیشه اتفاقی رخ نمی دهند.تعیین یک رفتار صحیح در برابر(م.م.ب.ج) و مناطق آلوده می تواند ما را در بررسی این موضوع کمک کند.

 

 

رفتار خطرناک غیر عمدی

معمولاًافراد بصورت تصادفی با (م.م.ب.ج) مواجه می شوند.آنها به عمد وارد این مناطق نمی شوند و وقتی به این اشیاء خطرناک دست می زنند اگاهانه نیست.

انجام رفتارهای خطرناک غیر عمدی ممکن است به دلایل زیر باشد:

 

کنجکاوی

مردم و بویژه کودکان درباره مناطق و اشیاء خاص کنجکاوند و شدت خطر را کاملاً درک نمی کنند.

 

 

سن

اشخاص بسیار جوان نمیتوانند پیامدهای کارهای خود و در بعضی مواقع رابطه علت و معلول را درک می کنند.در چنین مواقعی وظیفه بزرگترهاست که به آنها برای بررسی نتایج اعمالشان کمک کنند. در زمان آتش بس یا شرایط پس از جنگ ممکن است کودکان به دلیل سن کمشان هیچ خاطره شخصی از موقعیت جنگ نداشته باشند.

 

 

رفتار خطرناک عمدی

یک دلیل دیگر که باعث میشود انسانها جزو قربانیان (م.م.ب.ج) قرار بگیرند،آن چیزی است که ما انجام عمدی رفتار خطرناک می نامیم. مثل اشخاصی که با علم و آگاهی وارد مناطق خطرناک شده اند یا عمداً به یک شی ء که می دانند خطرناک است دست زده اند.چرا یک انسان چنین رفتار خطرناکی که منجر به مرگش می شود را می پذیرد .دلایل عبارتند از:

 

 

نیاز اقتصادی

این مورد شامل اشخاصی می شود که به منظور قطع چوب درختان، کشت گیاه در خاک و بردن حیوانات اهلی به چرا می بایست وارد این مناطق شوند.آنها اغلب مردمانی هستند که در نزدیکی جبهه های جنگ زندگی سختی دارند و یا افراد آواره ایی هستند که به مناطق مرزی بازگشته اند و هیچ راه حل دیگری ندارند جز اینکه به این مناطق الوده به مین و مهمات منفجر نشده بازگردند و خانه های خود را بسازند. بعضی از اشخاص نیز وقتی زخمی می شوند که در حال جمع آوری قطعات فلزی (م.م.ب.ج) برای فروش هستند.

 

 

سرنوشت

بعضی مردم بر این عقیده می باشند که (خواسته خداوند می بایست انجام شود) اینکه هیچ کسی نمی تواند بر سرنوشت تاثیر گذارد.اما معنای این جمله (خود را عمدی در خطر انداختن ) نمی باشد. زمانیکه جنگ به پایان رسید بعضی از افراد تصمیم میگیرند تا مانند گذشته به زندگی عادی خود بازگردند،بدون توجه یاشاید بی خبر از خطراتی که در اطرافشان وجود دارد.

این اغلب خواسته افراد سالمند است که به روش و مکان زندگی خود عادت کرده اندو نمی خواهند کاری متفاوت از قبل انجام دهند.

 

 

شکست ناپذیری

مردم بر این تصورند که اگر در یک مبارزه زنده باقی ماندند از دیگر مبارزه ها نیز جان سالم به در میبرند . اغلب کسانیکه داری چنین تصوراتی هستند جوانان یا کسانی هستند که داری مقدار کمی تجربه ی جنگ و نظامی هستند . و آنچه مشکل را بیشتر میکند اینست که تصور میکنند که همه چیز را درباره مین مواد منفجره باقیمانده از جنگ میدانند و دیگر صدمه نمی بینند به نظر آنها قربانیان (م.م.ب.ج) افرادی فاقد علم و تجربه می باشند.

            یک بار زنده ماندن به معنی جان سالم به در بردن از خطرات نمی باشد.

 

 

افراد ماجرا جو

این افراد معمولاً در سنین جوانی با نوجوانی هستند و می دانند که خطری در اطراف آنها وجود دارد اما از شدت و درک ان خطرات درک کامل ندارند .این افراد اغلب با داشتن ایده ایی مخدوش از خطر ، به طور عمدی به سوی مناطق خطرناک مانند پایگاههای متروکه زمان جنگ،ایستگاههای بازرسی جنگی برای کنجکاوی می روند. همچنین این افراد علاقه دارند تا قطعات جنگی را جمع اوری کنند.

                             اغلب مردم فکر می کنند که اتفاق برای آنها رخ نمی دهد.

 

 

نکانت مهم

-          شما می توانید بر این احتمال که یکی از قربانیان مواد منفجره باقیمانده از جنگ باشید ،تأثیر بگذارید

-          خود را در خطر انداختن یک عمل احمقانه و خودخواهانه است ،چون اطرافیان را نیز به خطر می اندازید.