فقط برای دلم

پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری


بوديم و کس قدر ندانست که بوديم
باشد که نباشيم و بدانند که بوديم

مديريت جامع بحران چيست؟

مديريت جامع بحران (يا Integrated disaster management) مجموعة راهبردها، سياست‌ها و اقدامات هماهنگ و يكپارچه‌اي است كه بشكل فرايندي پويا، هدفمند و آينده‌نگر، ضمن برقراري هماهنگي و ارتباط نظام‌دار بين بخش‌ها و عناصر مختلف عمل‌كننده، مراحل مختلف بحران را نيز از پيشگيري تا بهبود و بازسازي پس از بحران در برمي‌گيرد. مديريت جامع بحران ضمن دربرگيري ابعاد، عوامل و عناصر مختلف درگير بصورتي يكپارچه و هماهنگ، صرفا معطوف به وقوع بحران و مديريت شرايط اضطراري نيست، بلكه پيشگيري از بحران نيز بطور جدي مورد نظر قرار مي‌گيرد.

    مديريت جامع بحران، با اتخاذ ويژگيهاي فوق و توجه جدي به امر پيشگيري و ايجاد ظرفيت‌هاي آمادگي و مقابله، پيوندي اساسي با توسعة پايدار اجتماعي- فضايي برقرار مي‌سازد. در اين مسير است كه آسيب‌پذيري نيز بعنوان تعيين‌كنندة اصلي بحران، در كانون توجه قرار مي‌گيرد و لذا فرايندهاي مختلف اجتماعي- فضايي شكل‌دهندة آسيب‌پذيري و بحران نيز بطور جدي مورد توجه قرار مي‌گيرد.

    در واقع و بطور خلاصه، مديريت جامع بحران را مي‌توان تغييري از تمركز بر خطر، بحران و مديريت شرايط اضطراي به سمت تمركز بر كاهش آسيب‌پذيري و افزايش ظرفيت‌هاي پيشگيري، مقابله و بهبويابي بطور همزمان دانست. در اين فرايند تغيير، ديگر تنها به خطر (طبيعي) و بحران حاصل توجه نمي‌شود بلكه به آسيب‌پذيري (انساني) و عملكرد جامعه نيز توجه مي‌شود. در واقع اين تعامل جامعه و طبيعت است كه آسيب‌پذيري و بحران را بوجود مي‌آورد. بنابراين مديريت بحران پيوندي پايدار با مديريت توسعه برقرار مي‌سازد. همسويي و رابطة متقابل توسعه و مديريت بحران نيز، هر دو را به سمت كاهش آسيب‌پذيري بعنوان عنصر كليدي نيل به توسعة پايدار و مديريت جامع بحران سوق مي‌دهد.

    مديريت جامع بحران فرايندي چند بخشي- چندرشته‌اي پيوسته و يكپارچه از برنامه‌ريزي و اجراي اقدامات است به منظور جلوگيري يا كاهش ريسك بحران، پيشگيري شدت يا عواقب بحران‌ها، آمادگي اضطراري، و پاسخگويي سريع و موثر به بحران‌ها و بهبود و احياي بعد از بحران.

 

مديريت جامع بحران چيست؟

مديريت جامع بحران (يا Integrated disaster management) مجموعة راهبردها، سياست‌ها و اقدامات هماهنگ و يكپارچه‌اي است كه بشكل فرايندي پويا، هدفمند و آينده‌نگر، ضمن برقراري هماهنگي و ارتباط نظام‌دار بين بخش‌ها و عناصر مختلف عمل‌كننده، مراحل مختلف بحران را نيز از پيشگيري تا بهبود و بازسازي پس از بحران در برمي‌گيرد. مديريت جامع بحران ضمن دربرگيري ابعاد، عوامل و عناصر مختلف درگير بصورتي يكپارچه و هماهنگ، صرفا معطوف به وقوع بحران و مديريت شرايط اضطراري نيست، بلكه پيشگيري از بحران نيز بطور جدي مورد نظر قرار مي‌گيرد.

    مديريت جامع بحران، با اتخاذ ويژگيهاي فوق و توجه جدي به امر پيشگيري و ايجاد ظرفيت‌هاي آمادگي و مقابله، پيوندي اساسي با توسعة پايدار اجتماعي- فضايي برقرار مي‌سازد. در اين مسير است كه آسيب‌پذيري نيز بعنوان تعيين‌كنندة اصلي بحران، در كانون توجه قرار مي‌گيرد و لذا فرايندهاي مختلف اجتماعي- فضايي شكل‌دهندة آسيب‌پذيري و بحران نيز بطور جدي مورد توجه قرار مي‌گيرد.

    در واقع و بطور خلاصه، مديريت جامع بحران را مي‌توان تغييري از تمركز بر خطر، بحران و مديريت شرايط اضطراي به سمت تمركز بر كاهش آسيب‌پذيري و افزايش ظرفيت‌هاي پيشگيري، مقابله و بهبويابي بطور همزمان دانست. در اين فرايند تغيير، ديگر تنها به خطر (طبيعي) و بحران حاصل توجه نمي‌شود بلكه به آسيب‌پذيري (انساني) و عملكرد جامعه نيز توجه مي‌شود. در واقع اين تعامل جامعه و طبيعت است كه آسيب‌پذيري و بحران را بوجود مي‌آورد. بنابراين مديريت بحران پيوندي پايدار با مديريت توسعه برقرار مي‌سازد. همسويي و رابطة متقابل توسعه و مديريت بحران نيز، هر دو را به سمت كاهش آسيب‌پذيري بعنوان عنصر كليدي نيل به توسعة پايدار و مديريت جامع بحران سوق مي‌دهد.

    مديريت جامع بحران فرايندي چند بخشي- چندرشته‌اي پيوسته و يكپارچه از برنامه‌ريزي و اجراي اقدامات است به منظور جلوگيري يا كاهش ريسك بحران، پيشگيري شدت يا عواقب بحران‌ها، آمادگي اضطراري، و پاسخگويي سريع و موثر به بحران‌ها و بهبود و احياي بعد از بحران.

 مديريت جامع بحران چيست؟

مديريت جامع بحران (يا Integrated disaster management) مجموعة راهبردها، سياست‌ها و اقدامات هماهنگ و يكپارچه‌اي است كه بشكل فرايندي پويا، هدفمند و آينده‌نگر، ضمن برقراري هماهنگي و ارتباط نظام‌دار بين بخش‌ها و عناصر مختلف عمل‌كننده، مراحل مختلف بحران را نيز از پيشگيري تا بهبود و بازسازي پس از بحران در برمي‌گيرد. مديريت جامع بحران ضمن دربرگيري ابعاد، عوامل و عناصر مختلف درگير بصورتي يكپارچه و هماهنگ، صرفا معطوف به وقوع بحران و مديريت شرايط اضطراري نيست، بلكه پيشگيري از بحران نيز بطور جدي مورد نظر قرار مي‌گيرد.

    مديريت جامع بحران، با اتخاذ ويژگيهاي فوق و توجه جدي به امر پيشگيري و ايجاد ظرفيت‌هاي آمادگي و مقابله، پيوندي اساسي با توسعة پايدار اجتماعي- فضايي برقرار مي‌سازد. در اين مسير است كه آسيب‌پذيري نيز بعنوان تعيين‌كنندة اصلي بحران، در كانون توجه قرار مي‌گيرد و لذا فرايندهاي مختلف اجتماعي- فضايي شكل‌دهندة آسيب‌پذيري و بحران نيز بطور جدي مورد توجه قرار مي‌گيرد.

    در واقع و بطور خلاصه، مديريت جامع بحران را مي‌توان تغييري از تمركز بر خطر، بحران و مديريت شرايط اضطراي به سمت تمركز بر كاهش آسيب‌پذيري و افزايش ظرفيت‌هاي پيشگيري، مقابله و بهبويابي بطور همزمان دانست. در اين فرايند تغيير، ديگر تنها به خطر (طبيعي) و بحران حاصل توجه نمي‌شود بلكه به آسيب‌پذيري (انساني) و عملكرد جامعه نيز توجه مي‌شود. در واقع اين تعامل جامعه و طبيعت است كه آسيب‌پذيري و بحران را بوجود مي‌آورد. بنابراين مديريت بحران پيوندي پايدار با مديريت توسعه برقرار مي‌سازد. همسويي و رابطة متقابل توسعه و مديريت بحران نيز، هر دو را به سمت كاهش آسيب‌پذيري بعنوان عنصر كليدي نيل به توسعة پايدار و مديريت جامع بحران سوق مي‌دهد.

    مديريت جامع بحران فرايندي چند بخشي- چندرشته‌اي پيوسته و يكپارچه از برنامه‌ريزي و اجراي اقدامات است به منظور جلوگيري يا كاهش ريسك بحران، پيشگيري شدت يا عواقب بحران‌ها، آمادگي اضطراري، و پاسخگويي سريع و موثر به بحران‌ها و بهبود و احياي بعد از بحران.

 

تولد فلورانس نایتینگل

۱۲‬مي ‪ ۲۰۰۸‬است و ‪ ۱۸۷‬سال پيش در چنين روزي، "فلورانس نايتينگل" مشهور به بانوي چراغ به دست انگليسي و بنيانگذار پرستاري نوين به دنيا آمد.

پدرش "ويليام ادوارد شور" يكي از اعضاي اشراف زاده دربار به شمارمي‌رفت و فلورانس كوچك، در يك خانه بزرگ و راحت دوران كودكي خود را گذراند. در نامه‌هاي محرمانه‌اي كه از او يافت شده نوشته "از كودكي براي خدمت به بيماران و بي‌پناهان الهاماتي از سوي خداوند به قلبم مي‌رسيد." هرچند در رشته پرستاري تحصيل نكرد اما علاقه زيادي به درمان بيماران داشت. در سال ‪ ۱۸۵۳‬كه جنگ ميان تركيه و روسيه آغاز شد فرانسه و انگليس به ياري تركيه شتافتند و سربازان خود را به جنگ اعزام كردند.

در آن زمان تيتر روزنامه‌هاي "تايمز لندن" خبر از جنگ و توصيف اوضاع وخيم بيمارستانهاي نظامي انگليس را مي‌داد. در اين گزارشها آمده بود تنها ‪ ۲۰‬پرستار در جبهه‌ها فعاليت مي‌كنند، بيمارستاني وجود ندارد و حتي باند براي پانسمان هم نيست.

با انتشار اين گزارش‌هاي جنجال برانگيز، فلورانس از وزير جنگ انگليس درخواست وسايل و امكانات بهداشتي كرد و سپس با همراهي ‪ ۳۴‬پرستار زن با شجاعت تمام پا به اعماق خاك تركيه گذاشت و به ياري مجروحان شتافت.

شبها با فانوسي كوچك در راهروها و اتاقهاي مجروحان آهسته راه مي‌رفت، سربازان با ديدن او احساس آرامش مي‌كردند. براي آنان نامه مي‌نوشت، اخبار جنگ را بيان مي‌كرد و همدم مهرباني براي مجروحان جنگي بود.

فلورانس با چهره‌اي آرام‌بخش براي اينكه سربازان دست از ميگساري بردارند، اتاقي براي مطالعه و بازي‌هاي سالم آنان راه‌انداخت.

او بر اثر كار مداوم و همدمي با بيماران دچار تب وحشتناكي شبيه تيفوس يا مالاريا شد كه در آن هنگام قربانيان زيادي را به كام مرگ كشانده بود و فلورانس نيز بر اثر اين بيماري بشدت ضعيف شد.

جنگ پايان يافت و او به لندن بازگشت. هرچند مي‌خواست گمنام بماند اما نامش به‌عنوان فرشته سر زبانها بود ولي براي اينكه خود را از چشم ديگران دور نگه دارد، بگونه‌اي خود را پنهان كرد كه گويي مرده است.

فلورانس همراه "ويليام فار" يك پزشك نظامي و فرد نيكوكاري به مدت ‪۲۰‬ سال براي بهبود وضعيت بيمارستانها و نظام آموزشي پرستاران تلاش كردند.

اين پرستار جنگي كه چندين كتاب درباره مراقبت‌هاي پرستاري نوشت معتقد بود بيمار به هواي سالم، نور، گرما، پاكيزگي، استراحت و غذاي خوب نياز دارد.

نايتينگل، نخستين مدرسه عالي آموزش پرستاري را سال ‪ ۱۸۶۰‬در بيمارستان "سن توماس" لندن راه‌اندازي و مديريت كرد.

هرچند سلامت جسماني او تحليل رفته بود اما شهرتش از لندن به آمريكا و هند نيز رسيد بگونه‌اي كه يك معمار و تاجر ليورپولي به‌نام "ويليام راتبون" در سال ‪ ۱۸۶۰‬مبلغ زيادي در اختيار فلورانس گذاشت تا يك بيمارستان بسازد.

بيمارستانهايي كه او ساخت مطابق استاندارد و الگوي بهداشتي بود و طبقات مختلف آن به بخش‌هاي ويژه‌اي مثل زنان و زايمان، روان، كودكان و جراحي اختصاص داشت.

چند سال كار مداوم و سخت پس از جنگ، توان او را بسيار تضعيف كرد بگونه‌اي كه در آخرين سالهاي عمر نابينا شد و نمي‌توانست مانند گذشته به وظايف خود عمل كند تا اينكه در ‪ ۱۳‬آگوست ‪ ۱۹۱۰‬در لندن چشم از جهان فرو بست.

سقوط هواپيماي آمريکا در فرودگاه بروکسل

يک فروند هواپيماي باربري متعلق به شرکت امريکايي "کاليتا" يکشنبه هنگام برخاستن از باند فرودگاه بروکسل دچار سانحه شد و با زمين برخورد کرد

به گزارش خبرگزاري فرانسه از بروکسل به نقل از مسئولان فرودگاه بروکسل، در اين سانحه، يک فروند هواپيماي بوئينگ 747، که در حال حرکت به مقصد بحرين بود، کمي قبل از ساعت يازده و سي دقيقه به وقت گرينوويچ به زمين برخورد کرده و به دو نيم شد.

مسئولان فرودگاه بروکسل دليل احتمالي اين حادثه را نقص فني اعلام کردند و از آغاز تحقيق در اين زمينه خبر دادند.

هيچيک از پنج سرنشين اين هواپيما، که همگي تبعه امريکا هستند، زخمي نشدند.